اولین وب سایت رسمی جاسبی ها

در شمال دليجان و در نزديكي سد ۱۵ خرداد واقع شده و شامل ۷ پارچه آبادي است كه نام جاسب را برخود دارد.

در وایبر, لاین, تانگو دنبال کنید با شماره 09216891615

روستای کروگان جاسب روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان دلیجان در استان مرکزی ایران است.

این روستا در دهستان جاسب قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۸۲ نفر (۶۵خانوار) بوده‌است.

طبیعت جاسب ( دهستان زر )

روستای زر جاسب دهی است از دهستان های جاسب که در بخش 24 کیلومتری شمال خاور دلیجان شهرستان محلات ، واقع است و 612 تن سکنه دارد.
مذهب مردمان انجا شیعه و دوستداران اهل البیت .
اهالی زر به زبان های فارسی و راجی  صحبت می کنند.
در روستای زر کوهستان های  سردسیر  و 5 قنات برای آبیاری و کشاورزی وجود دارد .
اکثر اهالی روستای زر به امر کشاورزی و زراعت مشغول می باشند
مهمترین محصولات کشاورزی آنجا عبارتند از :
غلات، سیب‌زمینی، گردو، بادام، انگور، زردآلو
(از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1).

 

امامزاده اسحاق:

ساختمان اين امامزاده بيرون از روستاي بيجگان جاسب قرار دارد و از آثار دوره صفوي است. در اين زيارتگاه امامزادگان اسحاق و عيسي از نوادگان امام جعفرصادق(ع) و زني به نام مريم كه مادر عيسي خوانده مي شود، مدفونند و بارگاه هم به نام عيسي بن مريم شهرت يافته است.

یادی از شهدای جاسب 

سید احمد صادقی
تاريخ تولد: 1338
محل تولد: جاسب
وضعيت تاهل: مجرد
مدرک تحصیلی: دیپلم
نحوه شهادت: اصابت ترکش
محل شهادت: دار خوئین
تاريخ شهادت: 1361

زندگی نامه شهید:
شهید سید احمد صادقی در سال 1338 در شهرستان جاسب در خانواده ای متدین متولد شد. او در تهران دوران تحصیلات خود را تا مقطع دیپلم سپری نمود. در دوران نوجوانی اهل نماز و روزه و مسجد بود و همراه روحانیت به تبلیغ مسائل شرعی و اعتقادی می پرداخت. در دوران انقلاب اسلامی از مریدان امام خمینی (ره) بود و در سازمان صدا و سیما شغلش متصدی حراست بود. او در سال 1361 به همراه رزمندگان اسلام به جبهه های حق شتافت و سرانجام در همان سال به شهادت رسید و پیکر پاکش در قطعه 26 بهشت زهرا به خاک سپرده شد.

پدر شهید می فرماید:
خدا را حمد و سپاس می گویم که لیاقت پدر شهید بودن را به من عطا فرموده و از خداوند منان سپاسگزارم که به فرزندم شهید شدن در راه اسلام را عنایت فرموده و حسین و حسینیان را سپاس می گویم که درس شهادت، درس زندگی جاوید، درس حریت و آزادگی را به وی آموختند.

اهداء قرآن به خانه قرآني حضرت زينب(س) واران جاسب شهرستان دليجان

تعداد 40 جلد قرآن كريم به خانه قرآني حضرت زينب(س) واران جاسب از توابع شهرستان دليجان اهداء شد.

به گزارش روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان مركزي، محمد رضا لطيفي كارشناس امور قرآني اداره تبليغات اسلامي شهرستان دليجان با اعلام اين خبر گفت:جهت ترويج و نشر كلام الله مجيد 40 جلد قرآن به خانه قرآني حضرت زينب(س)واران جاسب از توابع شهرستان دليجان اهداء شد.

سفرهاي كودكي و نوجواني عليرضا قرباني ، خواننده ، به جاسب و كاشان بوده است
شيراز؛ شاداب‌ترين شهر ايران

من متولد تهران هستم و در دوران كودكي و نوجواني هم زياد به سفر نمي‌رفتم مگر به زادگاه پدر و مادرم. پدرم متولد جاسب (نزديك محلات و دليجان)‌ و مادرم متولد كاشان است. در آن زمان جز اين دو منطقه يا سفرهاي زيارتي و سياحتي به مشهد و نيشابور داشتيم يا به شهرهاي شمالي‌كشور.‌

جاسب به كليت هفت روستايي مي‌گويند كه در كنار هم داخل كمربند تعداد زيادي كوه‌ قرار گرفته است؛ البته هر يك از اين روستاها اسم جداگانه‌اي نيز دارند. پدرم متولد جاسب است و قبل از نوجواني به تهران مي‌آيد و زندگي خود را در اينجا شروع مي‌كند.

جاسب كلا منطقه‌اي خنك و ييلاقي و خوش‌آب و هواست. حدود 20 كيلومتر با دليجان فاصله دارد و ‌اواسط مسير قم ـ اصفهان قرار گرفته است. تهراني‌ها هم راحت مي‌توانند خود را به آنجا برسانند. خصوصا در اين چند سال اخير كه وضع راه‌ها و آسفالت جاده بسيار بهتر شده، افراد زيادي از قم و دليجان به اين منطقه مي‌آيند.

ما هر وقت كه به كاشان مي‌رفتيم، بيشتر در خانه اقوام و دوستانمان مهمان بوديم، ولي با وجود اين به سراغ يك سري از جاهاي ديدني كاشان هم مي‌رفتيم. مثلا قمصر يا باغ فين يا حتي خانه‌هاي قديمي را كه امروز تقريبا موزه شده‌اند مثل خانه طباطبايي‌ها ديده‌ام؛ البته با اقوام به يك سري از مناطق خوش‌آب و هواي اطراف كاشان هم براي پيك‌نيك مي‌رفتيم.

و اما سفرهاي اين روزهاي زندگي من… من الان تقريبا يكي از پرسفرترين موزيسين‌هاي ايران هستم؛ البته اغلب سفرهايم به خارج از ايران است. مثلا تازگي از تور مراكش و تونس برگشتم، كمتر از يك ماه پيش هم لندن بودم، نروژ و پاريس هم بوده‌ام؛ البته بيشتر سفرهايم كاري بوده است، در برنامه‌هاي امسال نيز براي اتريش و كانادا برنامه‌ريزي كرده‌‌ام. تمام اين سفرها براي اجراي كنسرت است. سفرهاي داخلي ايران نيز معمولا براي اجراي كنسرت است؛ احيانا اگر فرصت مناسبي پيش بيايد كه معمولا هم احتمالش كم است‌ با خانواده‌ام به سفرهاي
سياحتي مي‌روم.

يكي از بهترين و خاطره‌انگيزترين سفرهايي كه در كشور تجربه كرده‌ام، دو يا سه سفر به شيراز بوده است. سفري كه با اركستر 75 نفره موسيقي ملي به شيراز رفتيم و دو شب در باغ عفيف‌آباد كنسرت اجرا كرديم. هر شب 3000 نفر آمدند يا آن زماني كه مزار حافظ، لسان‌الغيب‌ را در اختيار موسيقيدانان قرار دادند يا زماني كه به مقبره سعدي رفتيم و… همه اينها براي من بسيار خاطره‌انگيز است.

من با اطمينان مي‌گويم كه شيراز‌ به دلايلي كه اكنون نمي‌توانم آن را بشكافم، يكي از سرزنده‌ترين و شاداب‌ترين مردمان ايران را دارد. به نسبت تعداد افرادي كه در شيراز هستند، مي‌توان گفت شادابي، سرزندگي، گفت‌وگو، معاشرت، زنده بودن و جريان داشتن زندگي از ويژگي‌هاي بارز شيرازي‌هاست. شيراز دقيقا همان طور كه در اشعار حافظ و ادبيات ما شهري زنده و هنرپرور توصيف شده است، به هر دليلي چه شرايط اقليمي، چه ژنتيك و… هنوز هم سرزنده و شاداب است.

من يك توصيه برادرانه براي هموطنانم دارم و البته براي من مهم است كه حرفم كليشه‌اي نباشد. اين تجربه من است و دلم مي‌خواهد به ديگران هم بگويم ‌هر‌وقت به يكي از قسمت‌هاي ايران سفر مي‌كنيد، حتما پيش از آن اطلاعات كلي چه از طريق كتاب يا اينترنت و چه افراد مطلع و آشنا با آن منطقه به دست بياوريد.

تفاوت ميان افرادي كه آگاهانه و با اطلاعات به جايي سفر مي‌كنند و آنان كه بر حسب تصادف و از روي بي‌اطلاعي به جايي مي‌روند‌ بسيار زياد است. من افراد جوان و ميانسالي را مي‌شناسم كه با آگاهي از مسير، اقليم، آداب و رسوم، جاهاي ديدني، فرهنگ و حتي خوراك‌هاي اصيل منطقه، به جايي سفر مي‌كنند و بهره‌هاي بيشتري را نصيب خود مي‌كنند.

در غير اين صورت ممكن است ‌شما جايي برويد و ندانيد كه در چند كيلومتري شما چند جاي ديدني مهم وجود دارد. مثلا كسي به قزوين برود و نداند‌ در‌نزديكي‌اش قلعه الموت قرار دارد؛ قلعه‌اي كه يكي از پرحادثه‌ترين‌ و قديمي‌ترين قلعه‌هاي ايران به حساب مي‌آيد. باز هم تاكيد مي‌كنم ‌دلم نمي‌خواهد حرفم را كليشه‌اي حساب كنيد. مسلما سفر زماني كه با اطلاعات بيشتري همراه باشد، پربارتر مي‌شود.

یکی از دوستان تعریف می کرد :
به رفیقش گفت : من تو جایی زندگی می کنم که در آنجا نماز صبح را در ظهر برگزار می کنند، نماز ظهر را بازهم ظهر می خوانند، جالب تر اینکه نماز شب هم ظهر می خوانند .
رفیقش با تعجت گفت مگه میشه !
اونم جواب داد : آره چرا نمیشه آخه اسم ده ما زور ه ! ( ظهر )

عروس و داماد در جاسب

کسانى‌که نامزد دارند براى نامزد خود اسفندى مى‌برند. خلعت اسفندى که از خانهٔ داماد براى عروس مى‌برند عبارت است از يک قواره پارچهٔ سبز به خاطر سبزبخت شدن عروس و آجيل‌هاى محلى از قبيل تخمهٔ کدو، تخمهٔ هندوانه؛ بادام پوست؛ مغزبادام، گردو؛ باسلق؛ فندق؛ برگه سيب و زردآلو؛ مغز قيسى بوداده و جوزقند و تنده و حلواسونى که از گردو و شيرهٔ انگور و آرد گندم شبيه به سوهان درست مى‌کنند. مقدارى از هرکدام را به‌اضافهٔ پارچهٔ سبز در طبقى مى‌گذارند. يعنى آجيل‌ها را در يک ظرف طبق و مقدارى برنج، يک عدد ماهي؛ يک کلهٔ قند؛ يک چارک روغن در طرف ديگر و مقدارى حلواارده با يک ظرف آش اسفندى در سمت ديگر قرار مى‌دهند و به خانهٔ عروس مى‌فرستند. مردم از فرداى آن شب، روزها را تا عيد نوروز به خوشى و شادى و تفريح مى‌گذرانند. زن‌ها خصوصاً دخترهاى دم‌بخت هر روز به محلى به نام کوچهٔ ماروا مى‌روند و در آنجا به انواع و اقسام بازى مشغول و سرگرم مى‌شوند.
تاب‌بازى مى‌کنند. بازى گذرگذر مى‌کنند و به رقص و پايکوبى مى‌پردازند. ناگفته نماند که در اين بازى‌ها هيچ مردى شرکت ندارد و چنانچه در ميان بازى صداى سرفهٔ مردى بلند شود زنان و دختران پا به فرار مى‌گذارند. اين بازى‌ها به استثناءِ روزهاى بارانى تا عيد ادامه دارد. چون در روزهاى بارانى دخترها از خانه بيرون نمى‌آيند، اما مردها و جوان‌ها در اين مدت بيکار نمى‌نشينند. وزنه‌بردارى مى‌کنند، کشتى مى‌گيرند؛ شرط‌بندى مى‌کنند؛ جفتک چارکش‌بازى مى‌کنند. پسرک‌ها هم الک دولک و موش‌موشک بازى مى‌کنند. با دست سنگ پرتاب مى‌کنند و اين بازى‌ها تا سيزدهٔ نوروز ادامه دارد.
در واران جاسب روز اسفند بارى عروسى که تازه به خانهٔ بخت رفته‌ است مراسمى به‌جا مى‌آورند که از اين قرار است: سربينهٔ حمام تختى مى‌بندند و مادرشوهر به اتفاق عدهٔ ريادى از زنان خانواده، عروس خود را به سر بينه مى‌برند و در آنجا عروس را به تخت مى‌نشانند و شيرينى و آجيل جلو جلو مهمان‌ها مى‌گذارند و بزن و بکوب و شادى راه مى‌اندازند. مادرشوهر، مقدارى آجيل و نقل و حلوا و سوونى و جوزقند و باسلق توى يک سينى مى‌گذارد و به عروس خودش مى‌دهد و روى او را مى‌بوسد و عروس هم برمى‌گردد و دست و روى مادرشوهر را مى‌بوسد. اما پختن آش اسفندى از اين قرار است که: آش اسفندى را در ديزى گليب بزرگى مى‌پزند که در چهار طرف آن چهار دسته دارد و آن‌را از کمره kamare که در پنج فرسخى جاسب واقع است مى‌خرند و مرسوم است که هر تازه‌عروسى يکى از اين ديزى‌ها را جزء جهيز خود به خانه شوهر ببرد. در آش اسفدى هرگونه خوردنى و خوراکى که داشته باشند و سراغ کنند مى‌ريزند ولى پختن آن ترتيب خاص دارد و از سه چهار روز به شب اسفند شروع به‌کار مى‌کنند.

آشنایی با کوه های جاسب :

سرتخت : این كوه با ارتفاع 2446متر در بخش مركزی دهستان جاسب واقع شده است.جهت كوه جنوبی شمالی بوده و مختصات جغرافیایی آن بطول 50درجه و 50دقیقه و عرض آن 34درجه و7دقیقه می با شد.

فعالیت دوستان عزیز جاسبی در شبکه اینترنت و همچنین عدم وجود مرکزی برای ارائه اطلاعات به دهستان جاسب ، ما را بر آن داشت تا دهستان جاسب  را به گونه دیجیتال به جهان و جهانیان معرفی کنیم؛ و پایگاهی برای کلیه جاسبی ها در سراسر دنیا فراهم نماییم.

پس از رایزنی مدیران محترم با دست اندرکاران امر، نام جاسبی ها برای این وب سایت انتخاب گردید و آدرس اینترنتی jasbiha.com در سال 1392 ثبت شد. پس از مطالعات ، جمع آوری اطلاعات و طراحی های اولیه، وب سایت در مرداد 1392 به صورت آزمایشی راه اندازی گردید و با استقبال فراوانی مواجه شد.

این گونه بود که وب سایت جاسب شروع به فعالیت کرد و اطلاعات و تصاویر دهستان جاسب را روی شبکه جهانی اینترنت منتشر نمود. در این راستا دوستان زیادی در کنار ما بودند تا بتوانیم به بهترین وجه به شما خدمت کنیم