در شمال دليجان و در نزديكي سد ۱۵ خرداد واقع شده و شامل ۷ پارچه آبادي است كه نام جاسب را برخود دارد.
آخرین دیدگاه‌ها
بازدید ها
  • کاربران حاضر: 0
  • بازدید امروز: 1,009
  • بازدید دیروز: 1,273
  • بازدید ماه: 122,709
  • بازدید سال: 1,137,675
  • کل بازدید ها: 2,343,139
  • ورودی موتور جستجو: 21,866
  • کل نوشته‌ها: 1,028
  • کل دیدگاه‌ها: 200
  • کل کاربرها: 1,296
  • تاریخ به‌روزشدن سایت: دسامبر 2, 2016
در وایبر, لاین, تانگو دنبال کنید با شماره 09216891615

2_23734

در میان شاگردان شیخ طوسی بزرگانی می بینیم که اهل جاسب اند
لطفا این مقاله رو با صبر بخونید جالبه !

از پرتو فروغ شیخ طوسی نوری بر چهره نورانی این مجمع و این کنگره و این طلعت های نورانی من مشاهده می کنم و به همه تبریک می گویم که همه خود را وراث این همه ثروتهای هنگفت اسلامی می دانند و بحق هم هستند و اما علمای ربانی و رجال الهی با شجره نور که قرآن فرموده: «یوقد من شجرةٍ مبارکةٍ» ارتباطی دارد.
بارالها خواستی نور خودت را بما معرفی کنی سوره نور و آیه نور را نازل فرمودی «الله نور السماوات والارض مثل نوره کمشکوة» (ای مثل نوره مع السماوات والارض کمشکوة) یعنی همه آسمانها و زمین برای نور او بیش از روزنه یکجانبه نیستند یا دریچه ای که از یک جانب بسته است و نوری فروزان و چراغی درخشان در درون آن فروزان است.
این آسمان و زمین و عالم کهشکانها با همه وسعتش، نمی تواند بیش از یک دریچه یکجانب باز برای نور او باشد، همه عالم، نور او را در درون خود نشان می دهند اما بطوریکه دریچه یک جانبه، مصباح و چراق درون را نشان می دهد، اما مصباح نور عالم در درون عالم مثل ستاره ای درخشان است (کوکب درّیّ).
و چون ما چشم بزرگی فرا خور درک آن نور عظیم نداشتیم بطرز دیگری نور خود را برای ما روشن نمودی و اشاره به شجره ای فرمودی که از این شجره مبارکه هم آن نور، مجدداً برافروخته می شود (یوقد من شجرة مبارکة) معنی نور مجدد و تجدد آن نور، از لفظ «یوقد» استفاده می شود که لفظ فعل مضارع و مستقبل، دلالت بر تجدد و استمرار دارد همی یوقد و گرنه نور ازلی، تجدد در او نیست البته اینجا استخدامی در ضمیر «یوقد» هست اسختدامِ در ضمیر، این است که ضمیر عود بما سبق می کند اما منظور شبیه آن است نه خود آن یا تولید مثل و اقتباس ـ و اقتباس، بهتر از تولید مثل است چون اقتباس، به معنی گرفتن قبس است که روشن شدن چراغی است از چراغ دیگر و همین مقصود است و منظور این است که اگر در عالم بزرگ آن را ندیده اید یا چشم شما طاقت دید آنرا ندارد از این شجره مبارکه نور او را مجددا برمیافروزد این توقد ثانوی که از این شجره مبارکه برافروخته می شود می توانید او را ببینید.


و چون درخت آنرا وصف فرمودی که در مشرق و مغرب عالم نبوده و نیست (لا شرقیة و لا غربیة) و ما سرگردان شدیم، نشان روشنی از آن دادی و فرمودی در خانواده ها و خانه هائی مخصوص، نشان آن شاخساران و آن شجره را از رجال آنجا بگیرید:
فی بیوتی اذن الله ان ترفع * یسبح له فیها بالغدو و الآصال * رجال لا تلهیهم تجارة و لا بیع عن ذکر الله
وقتی شاعر گفت:
یکی درخت گل اندر میان خانه ماست / که سروهای جهان پیش قامتش پست اند
مقصود دلبر است.
پس معلوم ما کردی که مقصود از شجره مبارکه نور، و از رجال، یکی است مقصود یکی بود و آن رجال را با نشو و نمای آنها از بیوتات آنها تشبیه به شجره فرمودی تا فرموده باشی که شجره های خاندانهای بشری آن رجال را می دهد که نور خدا از گریبان آنها سربر می زند و آن رجال را به شجره تشبیه فرمودی که باید مثل شجره و درخت دائم در نمو باشند و در دو آن متعاقب به یک حال نمانند و نباشند.

* * *
در توضیح آن به یک مثال اکتفا می توان کرد. شیخ طوسی، شیخ اجل، قهرمان این محفل و این کنگره و این مجمع یکی از آنها است که وجود او مشعل فروزان نور خدا است.
کتاب تهذیب عظیم او که در 393 باب خود: سیزده هزار و پانصد و نود حدیث دارد در حقیقت 393 مشعل منقسم آن: سیزده هزار و پانصد و نود شعله نور خدا را ارائه می دهد؟؟؟ کدام چراغ چنین نور می دهد؟ کدام چهل چراغ است که هزار سال خاموش نمی شود و بعد از هزار سال ساقط نمی شود؟؟؟
و در کتاب استبصارش ـ نظیر همین مشعل را برافروخته در (920 باب آن) که 5511 حدیث را ضبط کرده در حقیقت پنج هزار و پانصد و یازده شاخه شعله آورده که تا امروز (روز هزاره او) روشن است تا امروز خاموش نشده و هرگز خاموش نخواهد شد. امروز پس از هزار سال اعلام تجدید زندگی و انتشار مجددش فرا رسیده است.
باش تا صبح دولتش بدمد / کاین هنوز از نتایج سحر است
این نور خداست که از تقصیر تبیانش تفسیر قرآنش نور قرآن را و در حقیقت نور خدا را در بلور مضلع منشعب و تجزیه می کند تا چشم ما بتواند ببیند یا تفسیر او مثل دستگاه تقویت و تضعیف نور برق (ترانسفور ماتور) از کارخانه قوی الهی نور را منشعب و تجزیه می کند تا با انشعاب، یا قوی شود یا ضعیف گردد و به هر صورت مورد استفاده واقع گردد.
و با این معنی نور خدا مجددا از شاخسار وجود انسان طلوع می کند و این آقایان اکابری که در این دانشگاه در اقامه این کنگره بزرگ جهانی بعهده گرفتند که شعله ای از این نور را به شهر و دیار خود ببرند و پخش کنند در حقیقت، مشعلدار همین نورند.
همچنین، چندین هزار چراغ دیگر از کتب دیگرش روشن است و پیوند جدیدی که امروز با این دانشگاه کنونی می یابد او را مجددا برای افروزش مجددی آماده می کند.
و شاگردان او تلامیذ گمنامی نیستند هر کدام مشعل فروزانی هستند که در قطری و اقلیمی نور افشانی کردند و نور خود را بچندین برابر مضاعف با خود بدیگران منتقل کردند و به این حساب شاگردان او منحصر به آن عده بزرگانی نیستند که در طومارهائی از قبیل روضات الجنات ـ یا ـ کتاب مقابیس اعلام یا تفسیر سوره نور تألیف این ناچیز، آمده زیرا آنها شاگردان بلا فاصله او هستند و اما اگر شاگردان مع الواسطه هم در حساب آیند از عدد ستارگان و نجوم و اختران افزون اند، بطور مستقیم و غیر مستقیم همه طبقات علمای بعد از شیخ تا کنون، از شیعه و بلکه از غیر شیعه هم از شعاع نور شیخ طوسی استفاده کرده اند، تلامیذ بلاواسطه اش هم مختصر نیستند هر کدام واحد کالالف اند.

1. مثل شیخ ابوعلی پسرش مفید ثانی آنقدر بزرگ است که همه اجازات باو منتهی می شود و دیگران که در این مقاله نامشان ثبت است و ذکرشان سبب ملالت می شود.
2. و مثل حلبی ابوالصلاح تقی نجم الدین در بلاد حلب خلیفه مرتضی هم بود.
3. و مثل کراجکی ابوالفتح صاحب کنز کراجکی.
4. و مثل صهوشتی شیخ سلیمان بن حسن از اجلاء تلامیذ سید مرتضی و شیخ طوسی، کتاب و کتب دارد.
5. و از قبیل قاضی ابن براج عبدالعزیز طرابلسی شامی از خصیصین شیخ و خلیفه او در شام بود.
6. و آدم بن یونس بن ابی المهاجر نسفی که تصانیف شیخ را نزد شیخ خوانده و فقیه و عادل و ثقه است.
7. و ابوبکر احمد بن حسین بن احمد نیشابوری خزاعی رازی از اعیان مصنفین فقه و غیر فقه است.
8. هشتمین شاگرد ابومحمد عبدالرحمن پسرش که شیخ اصحاب در (ری) بود و بشرق و غرب سفر کرده و اخبار را از موافق و مخالف گرفته و کتبی در مناقب و غیر مناقب تألیف نموده است.
9 و10. دو تن ثقه و جلیل ابو ابراهیم اسماعیل ـ و ابو طالب اسحاق پسران محمد بن حسن بن حسین بن بابویه قمی که نزد شیخ طوسی تمام تصانیف او را قرائت نموده و روایات احادیث زیاد دارند ـ وکتبی به عربی و فارسی مطول و مختصر در اصول عقاید نوشته اند.
11. و ابوالخیر برکة بن محمد اسدی که نزد شیخ طوسی قرائت کرده و کتاب حقایق الایمان را در اصول تصینف کرده ـ و کتاب حجج را در امامت و کتاب عمل ادیان و ابدان را نوشته .
12. و شمس الاسلام ابو محمد حسن بن حسین بن حسن بن حسین بن علی بن بابویه قمی نزیل ری ـ که بنام حسکا نامیده می شد و ثقه و عالم و فقیه و رئیس و زاهد و جیه بود تمام تصانیف شیخ را نزد شیخ در غری (نجف) خوانده، وی را تصنیفاتی در فقه هست بنام کتاب عبادات و کتاب اعمال صالحه وی جد شیخ متجب الدین صاحب فهرست معروف است.
13. ابومحمد حسن بن عبدالعزیز بن محسن جهانی (جبهانی خ) عادل در قاهره که شیخ و فقیه و ثقه و بر شیخ طوسی قرائت نموده بود.
14. و محیی الدین ابو عبدالله حسین بن مظفر بن علی حمدانی نزیل قزوین که شیخ و ثقه و موجه و کبیر و مقتداء بود تمام تصانیف شیخ را نزد شیخ در مدت سی سال در غری (نجف) خوانده ـ فتامل ـ تطبیف و تطابق مدت جای تأمل است تصانیفی دارد از قبیل هتک اسرار با طنیه و کتاب نصرة الحق و کتاب لؤلؤة الفکر در مواعظ و عبر.
15. و سید ابوالصمصام ذوالفقار بن محمد بن معد حسینی مروزی که سیدی عالم و سعید بود و در سن صد و پانزده سالگی او را شیخ منتخب الدین دیدار کرده و از او روایت دارد، وی از مشایخ راوندی و سروی نیز هست.
16. و سید ابومحمد زید بن علی بن الحسین حسینی که عالم فقیه بوده و بر شیخ قرائت کرده و کتاب مذهب و کتاب طالبیه و کتاب طب اهل بیت را تصنیف کرده.
17. سید زین الدین پسر داعی حسینی که سیدی عالم و فاضل بوده و از شیخ یعنی طوسی روایت می کند.
18. شیخ فاضل محدث شهر آشوب مازندرانی که جد ساروی و شیخ اوست و از شیخ یعنی طوسی روایت دارد.
19. و شیخ فقیه ثقه صاعد بن ربیعة بن ابی غانم که بر شیخ قرائت نموده.
20. شیخ ابوالصلت بن عبدالقادر (القاهر خ) که فقیه اهل صلاح بود و قرائت بر شیخ دارد.
21. شیخ ابوالوفاء عبدالجبار بن عبدالله بن علی مقری رازی که مفید و فقیه مطلق در ری و معلم قاطبه متعملین در عصر خود و مصر خود بود نزد شیخ تمام تصانیف شیخ را قرائت نموده و خود او کتبی در فقه به عربی و فارسی دارد.
22. شیخ عبدالجبار بن علی نیشابوری مقری (قرائت آموز) که بر شیخ گویند قرائت کرده و محتمل است که وی همان شخص متقدم الذکر باشد.
23. شیخ علی بن عبدالصمد تمیمی سبزواری که شیخی فقیه و ثقه است و بر شیخ یعنی طوسی قرائت کرده.
24. امیر غازی بن احمد بن ابی منصور سامانی کوفی که فاضل فقیه پارسا و زاهد است بر شیخ یعنی طوسی قرائت داشته و تصنیفاتی دارد از جمله کتاب نور، کتاب مفاتیح و کتاب نیات.
25. شیخ ثقه و صالح و فقیه: کردی بن علی بن کردی فارسی حلبی که بر شیخ یعنی طوسی بزرگوار قرائت کرده و بین آن دو بزرگوار کاتباب و سؤال و جوابهائی بوده.
26. شیخ امین صالح فقیه ابوعبدالله محمد بن احمد بن شهریار خازن غروی که از شیخ روایت کرده داماد شیخ است.
27. شیخ شهید سعید و فاضل سدید محمد بن حسن بن علی فتال نیشابوری فارسی صاحب روضة الواعظین کتاب معروف و کتاب التنویر فی معانی التفسیر. متوفای 508 از شیخ یعنی طوسی بزرگوار روایت کرده . ساروی به این نکته تصریح کرده و خودش از او بلاواسطه در مناقب روایت کرده.
28. شیخ ابوجعفر محمد بن علی بن محسن جبلی شیخ ابی الرضا و ابی الحسین رواندیین که فقیه و صالح بوده و شیخ طوسی را درک کرده و ممکن است وی همان محمد بن علی بن حسن حلبی باشد که از پسر شیخ روایت دارد و سیوری از او روایت دارد و او را نیشابوری می گویند.
29. شیخ ابوعبدالله محمد بن هبة الله بن جعفر (وراق طبرابلسی) که ثقه و فقیه ووجیه است تمام کتب شیخ را بر شیخ یعنی طوسی قرائت کرده و خود نیز کتبی دارد از جمله کتاب زهد و کتاب بنات و کتاب فرج و غیر آن.
30. سید اجل مرتضی ذوالفخرین ابوالحسن مطهر بن ابی القاسم علی بن ابی الفضل محمد حسینی دیباجی که در فنون علمیه علم الاعلام و در ریاست دنیویه نقیب سادات عظام و در سراسر بلاد عراق صدر صدور شرفای فخام بود نزد شیخ در سفرحج قرائت کرده و نیز خود رسائلی تصنیف نموده.
31. سید منتها بن ابی زید بن کیابکی حسینی کجی گرگانی که از مشایخ ساروی است و خود عالم و فقیه است از شیخ روایت کرده است.
32. وزیر سیعد ذوالمعانی زین الکفاة سعید منصور بن حسین آبی که شیخ و عالم و فاضل و فقیه و ادیب کاملی است وی بر شیخ قرائت دارد.
33. سعید ابو ابراهیم ناصر بن الرضا بن محمد بن عبدالله علوی حسینی که ثقه و صالح و فقیه و محدث و ادیب بوده، وی بر شیخ قرائت دارد و خود کتبی در مناقب آل بیت علیهم السلام و در ادعیة سجادیه علیه السلام و در مکاتباتی که بین او و بین یک تن از فضلاء بوده دارد.

* * *
و غیر این اعیان فاضل نیز زیاد بوده اند که بر شیخ یعنی طوسی قرائت داشته اند مثل شیخ امام جمال الدین محمد بن ابی القاسم الطبری و نظرای آنان. در کلام میرداماد آمده که شیخ مرجع فضلای زمان بود و از مشایخ شنیده ایم و از تتبع برای خود ما نیز مشکوف است که فضلای تلامذه شیخ که مجتهد بوده اند از خاصه افزون از سیصد فاضل مجتهد و از عامه آنقدرند که لایحصی و در حقیقت هر کدام، مشعل نوری بودند در نواحی مخلتف روی زمین پخش بودند و هرگاه شاگردان مع الواسطه نزدیک او را مثلا بواسطه پسرش ابوعلی مشهور به مفید ثانی را هم در نظر آریم می بینید در همه اقطار کشورهای روی زمین پخش بوده اند.
در میان شاگردان او بزرگانی می بینیم که اهل جاسب اند. جاسب کجاست؟ جاسب از توابع محلات است و بعد بدیگران برمی خوریم که در قاهره است.
در مشرق است. در مغرب است.
ابوعلی حسن پسر شیخ طوسی، از اعاظم تلامذه پدرش طوسی و دیلمی بوده شرحی بر کتاب نهایه پدر دارد و امالی او غیر از امالی پدرش می باشد. اجازات باو منتهی می شود شعله های انوار علم او در مشرق و مغرب بوسیله شاگردان او پخش است و او با همه شاخه های انوارش از شاخه های شیخ طوسی است اما انشعابات مجددی است و کلمه یوقد آنها ار شامل است که فعل مضارع است دلالت بر تجدد و استمرار دارد و انشاءالله این کنگره، یکی از همان یوقد ها باشد.

در این توقد ثانوی نام این بزرگان هست:
1. شیخ بواب بصری.
2. محمد بن علی حلبی.
3. شیخ طبری.
4. امین الاسلام طبرسی.
5. ابوالفتوح رازی.
6. اردشیر ابی الماجد کابلی.
7. شیخ محمود بن اسمعیل حلبی.
8. شیخ الیاسی بن هشام حائری.
9. شیخ بدر بن سیف بن بدر عربی.
10. شیخ ابوعبدالله حسین بن احمد طحال مقدادی.
11. شیخ موافق الدین حسین بن هبة الله سورانی.
12. شیخ جمال الدین حسین بن هبة الله سورانی.
13. شیخ ابوطالب حمزة بن محمد بن احمد شهریار خازن.
14. سید ابوالفضل داعی بن علی حسینی ساروی.
15. و جاسبی شیخ ابوسلیمان داود بن محمد محلاتی.
16.سید ابوالنجم ضیاء بن ابراهیم بن رضا علوی حسینی شجری.
17.شیخ طاهر بن احمد.
18. و شیخ ظفر بن داعی حمدانی قزوینی.
19.و شیخ شهیر رشید الدین عبدالجلیل بن عیسی رازی که از مشایخ ساروی است.
20.شیخ ابوالقاسم عبیدالله بن الحسن والد منتجب.
21.شیخ جاسبی حافظ ابوالحسن علی بن حسین جاسبی.
22.و شیخ علی بن شهرآشوب پدر ساروی.
23.و شیخ ابوالحسن علی بن عبدالصمد تمیمی نیشابوری.
24.گویند وی بر شیخ طوسی والد او نیز قرائت کرده و شاید وی همان سبزواری باشد که در تلامذه شیخ طوسی نام او ذکر شد.
25. و شیخ محمد بن علی برادر نامبرده و هر دو از مشایخ ساروی اند.
26. و راوندی کاشانی سید ضیاء الدین فضل الله بن علی بن عبیدالله حسینی، صاحب نوادر.
27. شیخ ابوجعفر محمد بن حسن شوهانی رضوی.
28. و شیخ مسعود بن علی عوانی که ساروی از او رایت می کند.

Be Sociable, Share!
 

پاسخ دهید